To whom it may concern...

Posted by /\/\ ! /\/ /\ (Berlin, Germany) on 25 May 2016 in Miscellaneous.

١٨ ساله بودم كه عاشقش شدم.
پر بودم از هياهو.
اگر بگوييد از چهره اش بگو هيچ چيز در يادم نيست،من عاشقش بودم و اصلاً چه چيز مهم تر از اين مي توانست باشد؟!
قيافه اش،سنش،اخلاقش هيچ كدام اهميتي نداشت،من براي همين كه بود،تا لحظه هايم را پر كند از خوبي،باز هم هر روز عاشقش مي شدم،اما او عاشق نبود و از سنم يك عيب،از چهره ام چند عيب و از اخلاقم هزاران عيب گرفت و رفت.
بعد از او هزاران آدم آمدند كه هزاران عيب برايم داشتند.قيافه ي همه شان هم يادم است،سن و اخلاقشان هم.
بعد از او راه را گم كردم،دائم دنبالِ كسي مي گشتم كه چهره اش يادم نمي آمد؛خودم را گم كردم.ديگر حالِ خوبم را پيدا نكردم.جلوي آيينه دختري را مي ديدم كه چهره ندارد.
حرفم اين است؛اگر روزي كسي را كنارتان داشتيد و وقتي شب ها در اوج تنهايي تان هرچه به او فكر كرديد،چهره اش يادتان نيامد و فقط با اين فكرها حالتان وصف نشدني شد،بترسيد و مراقب باشيد گم نشود،نرود.
چون چيزي كه از دست مي دهيد يك آدمِ بي چهره نيست،تكه اي از درونتان است كه ديگر پيدا نخواهيد شد.
تكه اي كه ديگر نخواهيد داشت تا به آدم هاي با چهره و جذابِ اطرافتان بسپاريد.
ميدانيد آن تكه چيست ؟!
آن چهره ي خودتان است،شما در آن آدم خودتان را جا مي گذاريد،همه تان را...

Harmonia from Bondues, France

Original & beautiful...

25 May 2016 10:59am

omid from mashhad, Iran

ثبت و ویرایش قشنگ
...
ترکیب، رنگها و بافت های خیلی زیبا
و
زیرنویس قابل تأمل

27 May 2016 8:54pm

@omid: و شما کلا لطف داری. و من همیشه از بس جلو جلو واسه چند ماه بعد هم عکس آپلود می کنم اینجا تا سر تاریخش نمایش داده بشه و سر نمی زنم. دیر می رسم به نوشته های شما.

 

floral
rose
pink

Share this photo on Twitter Share this photo on Facebook Share this photo on Google+ Share this photo on StumbleUpon